شنبه 4 مرداد 1393       
 پژوهشکده های مجازی
 آمار سایت
بازدید کل:13878860 نفر
بازدید ماه پیش:389350 نفر
بازدید دیروز:11755 نفر
بازدید امروز:8147 نفر
افراد آنلاین:556 نفر
 
    
آن بي هياهو، اين بي حياهو!
 در سال 1390، اتفاق هاي زيادي در ايران رخ داد كه منجر به صدرنشيني نام كشور عزيزمان در ليست خبرهاي مهم جهان شد. در اين ميان دو خبر به خاطر ويژگي منحصر به فرد و وجوه اشتراك متعدد، قابل تأمل و درس و عبرت است.
مقالات فرهنگی بازدید:۹۰۶ ۱۳:۲ ۱۳۹۱/۱/۷ .
خبر اول: اصغر فرهادي با ساخت فيلم جدايي نادر از سيمين براي اولين بار در تاريخ سينماي ايران مفتخر به دريافت جايزه ي اسكار شد.

خبر دوم: مصطفي احمدي روشن به عنوان جوان ترين دانشمند نسل سوم انقلاب، مفتخر به دريافت مدال شهادت شد.



تأمل اول: هم اصغر هدف مند پيش رفت تا به اين مقام نائل شد، هم مصطفي. هدف مندي اصغر كه از اهداف ذاتي هر فيلم ساز بي توجه به دو فريضه ي تولّي و تبرّي است، نيازي به اثبات ندارد. رؤياي اسكار براي اين تيپ فيلم سازان آن قدر جذابيت دارد كه براي پركردن چشم سياستگذاران اسكار هرگونه خوش رقصي را مباح بدانند.

شايد در هدف مندي مصطفي براي بعضي خواننده ها جاي ترديد باشد. كه آن هم دست كم با دو دليل محكم عقلي و نقلي قابل رفع است. دليل عقلي اين است كه مصطفي مسلّح بود. پس مي دانست قدم در راهي گذاشته كه احتمال ترورش قريب به يقين است. و دليل نقلي اين كه وي از استاد اخلاق خود (حضرت آيت الله خوشوقت) تقاضاي ذكري براي نيل به مقام شهادت كرده بود.



تأمل دوم: دو ايراني با اراده، با دو آرمان كاملاً متفاوت از هم به قدري در مسير خود عزم داشتند كه هر دو خيلي زود به قله ي رؤيايي خويش صعود كردند.

آرمان اين دو كاملاً مشهود و قابل مطالعه است. اصغر در قالب فيلم، حرف هايش را زده و مصطفي نيز در قالب شهادت، حرف هايش را عمل كرده است.



تأمل سوم: اصغر سر سفره ي اين ملت جلوس كرد و با نان و نمك مردم سكوي مرتفعي ساخت تا روي آن بايستد و فرياد بزند كه؛

در ايران همه دروغ مي گويند. زن، شوهر، پدر، مادر، فرزند، كارگر، كارمند، معلم،...

لذا سرزمين ايران محيط مناسبي براي تربيت فرزندان ايده آل اصغر فرهادي نيست.

در ايران كرسي قضاوت فشل است. نه عدالت دارد و نه فراست.

اسلام ايران، اسلام خرافاتي است.

نسل سوم انقلاب زير يوغ خودرأيي و استبداد پيشينيان خود مي سوزند و تحمل مي كنند، اما در آخر طاقت آن ها سر آمده، حصار را مي شكنند و با نسلي كه از گذشته ي خود پشيمان شده و راه نجات را غلتيدن در دامن امريكا مي داند، همراه مي شود.

اين ها دروغ هاي فيلم جدايي نادر از سيمين است!



تأمل چهارم: مصطفي كه نماينده ي نسل سومي هاست با خون خود بر ادعاي واهي افتراق نسل سوم خط بطلان كشيد و در عين حال واقعيت هاي تلخي را فرياد زد كه "جدايي..." آن را انكار كرده بود. از جمله:

ثروتي كه با بلوكه كردن اموال ايران و دزدي نفت كشورهاي مسلمان و كشت و قاچاق مواد مخدر از افغانستان و فروش سلاح هاي كشتار جمعي و ده ها جنايت ديگر به دست مي آيد، نامشروع است. اين لقمه ها در نگاهي خوش بينانه فرزنداني تربيت مي كند وطن فروش و خيانت كار به ملت. مثل ميرزا ملكم ديروز و الي ماشاء الله امروز!

دولتي كه با پرچم استيفاي حقوق بشر و محو تروريزم، خون ميليون ها مسلمان بي گناه فلسطيني، ايراني، عراقي، افغاني و بحريني را مكيده، دولتي دروغ گوست و هنرمندي كه قادر به بيان اين دروغ بزرگ نباشد يا جاهل است يا خائن.

صدق شعار مبارزه با توليد سلاح هاي هسته اي و كشتار جمعي از دماغ پينوكيويي كره ي زمين كه با انفجار ناكازاكي و هيروشيما شكل گرفت، پيداست.



تأمل پنجم: اصغر و مصطفي - هر دو- توسط سرويس هاي جاسوسي امريكا و اسراييل شكار شدند. اصغر شكار شد تا با تزريق حمايت هاي مادي و معنوي، جاني دوباره بگيرد و همچنان از دليل جدايي ها بگويد. مصطفي شكار شد تا با تزريق گلوله، ديگر وجودي نداشته باشد دال بر وصال نسل سوم با ارزش هاي انقلاب.



تأمل ششم: اصغر در اوج صعود به قله ي توفيق هاي هنري مفتخر شد دست نامحرم آنجلينا جولي را در دست خود بفشارد و اين اتفاق شيرين را در كارنامه افتخارات حرفه اي اش ثبت كند. مصطفي در اوج غيرت و شرف و مردانگي، وقتي به خون خود آغشته شد، فرشته هاي الهي را به تعظيم و تكريم واداشت.



تأمل هفتم: در نظر امريكا و اسراييل، اصغر فرهادي با جايزه ي اسكار و تبريك وزير امور خارجه اين كشور و اكران فيلم در سرزمين هاي اشغالي و حمايت هاي پيدا و پنهان استكبار، زنده شد و در مقابل؛ مصطفي احمدي روشن با يك بمب مغناطيسي مُرد!

اما در نظر ملت غيرت مند و شريف ايران، هر كه به طمع وجيزه ي بي ارزش دنيا، ارزش هاي بي همتاي اين ملت بي نظير را پاي ميز معامله ببرد، در همان قدم اول، مرگ ارزش و اعتبار خود را امضا كرده و به پايان تاريخ مصرف خود خواهد رسيد.

زنده ي واقعي كسي است كه جان خود را سپر جان مردم بي دفاع كرده، با خون پاك و صادق خود، دروغ گويان بين المللي را رسوا مي كند و مرده ي واقعي كسي است كه آبروي ملتي را سپر مطامع بي ارزش خود كرده، مستبدانه برّه ها را به جرم خطا و اشتباه، به كام گرگ هاي جنايت كار مي سپارد.



تأمل هشتم: نظام جمهوري اسلامي آزاد انديش ترين نظام دنياست. در هيچ نظامي نمي توان اين چنين اساس باورها و ارزش هاي يك ملت را زير سؤال برد و دشمن درجه يك نظام را تكريم كرد. اين نجابت نظام قابل تحمل است، اما اين كه هزينه دشمني با ملت از جيب خود ملت برود، با هيچ منطقي قابل توجيه نيست. نمي دانم چرا نمايندگان مردم تاكنون از وزير ارشاد نپرسيده اند چرا جشنواره فجر به دشمن فجر جايزه داد و آن را به نمايندگي از سينماي جمهوري اسلامي به جشنواره هاي بين المللي فرستاد!


رحيم مخدومي
تأمل آخر: امروز بنده به عنوان يك شهروند ايراني وقتي اسم "مصطفي" را مي شنوم، سر بالا مي گيرم، بر غيرت و مردانگي جوان ايراني مي بالم، اما نام "جدايي نادر از سيمين" و سازنده ي آن كه يك گل طلايي به دروازه ي خودي زده، عرق شرم و زبوني ناشي از خيانت و وادادگي را بر پيشاني ام مي نشاند.

نظر به مطلب
نام:  
ایمیل:
متن:  500 حرف دیگر میتوانید تایپ کنید
     
     
قدرت گرفته از سایت ساز سحر